تبليغاتX
تنها کسم R - « ریشــــــــه ها »
علمی آموزشی آرایشی

« ریشــــــــه ها »

 

بیشتر ما آدمها شخصیتهای متفاوت در شرایط متفاوت داریم. مثلا صحبتهایی که در یک جمع صمیمی و خصوصی می کنیم طبیعتا با صحبتهایی که در محیط کار یا در یک میهمانی رسمی می کنیم کاملا متفاوت است.

عکس العملهایمان هم همینطور. این ناخودآگاه هوشمند شاید پیچیده ترین وجه شخصیت ما باشد. اینکه در موقعیتهای مختلف کاراکترهای مختلفی به خود می گیریم و انسانهای مختلفی می شویم و البته مواقعی هم می شود که تحت بعضی از شرایط، این ناخودآگاهِ صدالبته آگاه، دچار فراموشی می شود و به اصطلاح سوتی می دهیم یا آیروریزی می کنیم.

این دوشخصیتی نشان از تناقض در اعتقادات و باورهای ما به هنجارها و ناهنجاریهاست  و این دوگانگی معمولا در انسانها وارسته وجود ندارد.

به کتابهای بسیاری ازمشاهیر، عرفا و نامداران که دقت کنیم کلمات، اصطلاحات و مکتوبات و منقولاتی می بینیم که بیان کوچکترین آنها از سوی خودمان یا اطرافیان عرق شرم بر پیشانیمان می نشاند و از خجالت تا بناگوشمان سرخ می شود. حتا در کتابهای ادیان آسمانی نیز داستانهایی و اشاراتی هست که اگر گوینده ای از قول خود شبیه آنها را نقل کند به وقاحت و بی شرمی متهم می گردد.

هدف از نقل این مقدمه بیان یکی از بزرگترین مشکلاتی است که جامعه ما مبتلا به آن است و آن چیزی نیست جز صفاتی که به نوعی دروغ در آن ریشه دارد. تزویر، ریا، مداحی و حتا تعارف.

مثلا خیلی از چیزهایی که ما از بیان آن گریزانیم، اسم هستند. یعنی اگر به لغتنامه هم مراجعه کنیم همان اسم به ظاهر زشتی که برای ادای آن باید دهان را آب کشید عینا نقل شده و چون مثلا این اعضاء بیچاره در فحشهای رکیک استفاده می شوند باید از کلمات یا جملات پیچیده و اغلب نامفهوم به عنوان جایگزین استفاده کرد.

 هدف از بیان این نوشتار تایید یا توصیه به پرده دری یا هنجارشکنی در روابط و آداب اجتماعی نیست بلکه شناخت ریشه های عقب ماندگی ساختار فرهنگی است که زمانی پیشرو در ارائه اصول و آداب انسانی در اعصار دور بوده است.

در فرهنگ کنونی ما نیازهای بشری و حقوق انسانی با حربه های دروغین مذهب و قواعد نامتجانس و مجهول نادیده گرفته شده اند و از طرفی انحرافات بزرگی همچون دروغ و مشتقات آن با شکلهای گوناگون و شمایلی فریبنده جایگزین آن شده اند.

ما یاد می گیریم برای طرد نشدن به خاطر مسائل بسیار پیش پا افتاده نقش بازی کنیم. ما برای بدست آوردن چیزهای مورد علاقه مان به بدترین نحو ممکن دروغ می گوییم.

آمار یاس آور طلاق، اعتیاد، ناهنجاریهای اخلاقی و اجتماعی در جامعه ما غیر از دلایل اقتصادی حاصل تابو انگاشتن بسیاری از مسائل واقعی و ملموس انسانی و اختفای آن از آموزه های تربیتی است.

بر اساس آمار، درصد بسیاری از طلاقها بخاطر عدم شناخت لازم و تفاهم اخلاقی ( به خاطرسانسور رفتاری قبل از ازدواج موردی که در پاراگراف اول به آن اشاره شد)، عدم آموزش صحیح مسائل ج ن س ی و زناشویی ( بیش از 40 درصد. موردی که به خاطر تابو بودن یا ناشناخته می ماند یا منحرف می شود) و مسائل اقتصادی( که خیلی از اوقات قبل از ازدواج توسط طرفین ظاهرسازی می شود) است.

با گسترده شدن شیوع این آداب، جو اعتماد و اطمینان که بزرگترین پارامتر در ارتباطات انسانی است رفته رفته نابود و حس شک و بدبینی جایگزین آن می شود. آفت وحشتناکی که ذره ذره پایه های استحکام و انسجام جامعه را می خورد و بنیان آن را نابود می کند.

 در جامعه ای که برای بیان احساس دوست داشتن و ابراز علاقه صرف به یک جنس مخالف دچار مشکل می شوی، این قطعا ریشه در نگاهی دارد که محدودیتهای احمقانه آن را ساخته است. محدودیتهایی که ما را به صورت انسانهایی به شدت بیمار، بدبین، بی اعتماد و دروغگو بارآورده است.

من انسانهای خالص را به شدت دوست دارم. آنان که خودشان هستند و نقش بازی نمی کنند. سگِ آن آدم رکیک گو و بد دهان به آن انسان خوش ظاهر و مودب اما دروغگو شرف دارد. خیلی از رک گویی ها  اگر توهین آمیز نباشند نه تنها زشت نیستند بلکه آینه تمام نما و کمال واقعیت هستند، همانطور که ادبا و مشاهیر ما بی هیچ پرده پوشی و ایهامی در شاهکارهایشان به کرات به ذکر آنها می پردازند.

این روزها چیزهایی می بینم و می شنوم که نشان از سقوط بنیان های اخلاقی در جامعه ما دارد. مادرپیری که فلاکت و دربدری فرزند پا به سن گذاشته و خانواده اش را به نظاره می نشیند اما حاضر نیست یکی از آپارتمانهای خالی از سکنه اش را حتی به او اجاره دهد. قتل فرزند به دست پدر. قتل پدر به دست فرزند. تجاوز به کودک پنج ساله( این که دیگر به فقر مربوط نمی شود) و ده ها مورد تکان دهنده دیگر...

+ نوشته شده در  شنبه 23 خرداد1388ساعت 15:5  توسط مینو  |